حداکثر خسارت محتـمل (MPL)

بیمه‌گران، به هنگام تصمیم‌گیری در خصوص سهمی از ریسک که مایل به نگهداری و تقبل آن می‌باشند، دو اقدام می‌کنند: نخست با اتکاء به درجه خطر که در عین حال با کل مبلغ خسارات قابل پیش‌ بینی در دوره بیمه تناسب دارد، ریسک را طبقه‌بندی کرده، سپس هم خود را مصروف آن می‌دارند که حداکثر مبلغ هر خسارتی را که احتمال وقــوع دارد، یعنی «حداکــثر خسارت محتـمل» یا «ام پی ال» را محاسبه نمایند.

بر همین قیاس، هنگامی که سهمی از یک ریسک به بیمه‌گر اتکائی پیشنهاد می‌شود، وی ابتدا خواستار کسب اطلاع از «ام پی ال» آن می‌گردد. سپس با تکیه بر صحت ارزیابی آن و در نظر گرفتن توان مالی و تعهدات جاری خود و نیز حدود مطلوبیت ریسک در مجموع، مبادرت به قبولی درصد مناسبی از آن می‌کند.
محاسبه «ام پی ال»، هر چند بر مبنای اوضاع کلی حاکم بر ریسک صورت می‌گیرد، یک برآورد تخمینی شخصی است که در ‌‌نهایت به رأی و نظر مسئول این کار بستگی دارد. چنان‌ چه دو نفر کار‌شناس، هر یک به‌طور مستقل، به‌منظور تعیین «ام پی ال»، ریسک مشخصی را مورد ارزیابی قرار دهند، حصول نتایج متفاوت از این ارزیابی، امری کاملاً عادی تلقی می‌گردد. به‌جز تأثیر عنصر انسانی، عوامل سنجش‌ناپذیر دیگری وجود دارد که ارائه تعریفی صریح از درجه احتمال و ایجاد یک مبنای دقیق برای «ام پی ال» را ناممکن می‌سازد.
خطا در محاسبه «ام پی ال» ممکن است نتایج وخامت باری را در پی داشته باشد. در صورتی که «ام پی ال» در سطح نازلی در نظر گرفته شود، ممکن است پس از وقوع خسارت، بیمه‌گر یا بیمه‌گران اتکایی ناگریز از پرداخت مبالغی باشند که از حدود معمول بین آنان فرا‌تر رود. برعکس، برآورد مبالغه‌آمیز «ام پی ال» نیز ممکن است واگذاری ریسک‌های بزرگ نظیر پالایشگاه‌ها یا برآورد حداکثرخسارت ممکن (MPL) ابزاری در روش پذیرش خطر است، ولی نحوه اعمال و تعریف آن از یک کشور به کشور دیگر، حتی از یک شرکت به شرکت دیگر، متفاوت است. امروزه از حداکثر خسارت، تعاریف و برداشت‌های متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند که P مربوط به واژه احتمال و بعضی بر این باورند که نشانه امکان است. مشکل دیگر استفاده از حروف اختصاری این است که برای اشخاص خارج از شرکت بیمه هیچ مفهومی ندارد. در علم آمار بین مفاهیم «امکان» و «احتمال» به نحو بارزی تفاوت وجود دارد. بسیاری از امور، به‌لحاظ نظری در شمار «ممکنات» قرار می‌گیرند ولی این بدان معنا نیست که ضرورتاً احتمال وقوع دارند. برای مثال، اینکه کسی بر اثر زمین خوردن پایش بشکند امری ممکن اما غیرمحتمل است. بنابراین برای جلوگیری از بروز اختلاف و برداشت‌های مختلف، طرفین مفهوم مشترکی را در قرارداد قید می‌کنند. تعاریف زیر مفاهیمی هستند که اغلب در بازار بیمه اروپا، به‌ویژه در شرکت بیمه اتکایی سوییس، به‌کار برده می‌شوند.
حداکثر خسارت ممکن حالتی است که آتش‌سوزی در شرایط نامساعد وقوع یافته و سیستم‌های اطفای حریق به وظایف خود عمل نکرده‌اند، اما آتش‌سوزی به خودی خود با مانع برخورد کرده، و یا موادی برای سوختن باقی نمانده و آتش خاموش شده است. برای مثال، کارخانه چوب‌بری «هیزم‌شکن» طعمه آتش‌سوزی شده است:
حالت اول: تهویه سقفی نداشته، دود متراکم شده است و مأموران آتش‌نشانی نتوانسته‌اند به کانون آتش‌سوزی نزدیک شوند و با آن مبارزه کنند؛ سیستم اطفایی، کارایی نداشته است. آتش‌سوزی به حال خود‌‌ رها شده و کارخانه کلاً سوخته است.
حالت دوم: گارد آتش‌نشانی در محل دیگری درگیر بوده و افراد لازم برای اطفای آتش‌سوزی در اختیار نبوده‌اند؛ آب نبوده یا تأسیسات آبفشان خودکار به دلیل نقص فنی، عمل نکرده است؛ طراحی تأسیسات ایمنی نصب شده اشتباه بوده و یا محل اشتغال حفاظت شده تغییر یافته است؛ مقاومت در‌ها و دیوارهای ضد حریق در حد موردانتظار نبوده و آتش‌سوزی مقاومت آن‌ها را درهم شکسته است؛ آبفشان خودکار بر اثر انفجار نابود شده و یا قابل استفاده نبوده است.
این تعاریف متعلق به سازمان اروپایی CEA است. عوامل متعددی نظیر هزینه ثابت، دامنه و وسعت آتش‌سوزی، تمرکز اموال با ارزش در یک نقطه، فاصله و ارتفاع ساختمان‌ها، وجود در و دیوار ضد حریق، نوع تولید و خطرهای بیمه‌شده بر محاسبه حداکثر خسارتمؤثرند. حداکثر خسارت ممکن و برآورد شده، معمولاً براساس ارزش‌های موجود و مبلغ بیمه‌شده محاسبه می‌شود و به محض تغییر ارزش اموال، ضروری است که مجدداً محاسبه و بازنگری شوند. هم‌چنین، سرمایه بیمه‌شده کارخانه و قسمتی که حداکثر خسارتممکن براساس آن برآورد شده باید به‌صورت مقطعی کنترل شود تا با کم‌بیمه‌شدگی مواجه نشود. کارخانه‌هایی که اساس محاسبه حداکثر خسارت ممکن برآورد شده قرار می‌گیرند باید از محل‌های کم خطر جدا باشند. حداکثر خسارت ممکن را براساس قسمت‌هایی تعیین می‌کنند که در حادثه، از نظر مبلغ سنگین‌ترین خسارت به آن‌ها وارد می‌شود بر محاسبه حداکثر خسارت برآورد شده، عوامل متعددی مؤثرند که به‌طور مقطعی و دوره‌ای مورد بررسی و توجه قرار می‌گیرند و تغییرات تعدیل می‌شود. برخی از این عوامل عبارتند از:
– تقسیمات فرعی در مجتمع‌های ساختمانی (برای مثال، وجود دیوارهای ضد حریق موجب می‌شود که آتش‌سوزی نتواند به سایر قسمت‌های مجتمع سرایت کند).
– سیستم‌های اعلام کننده، تجهیزات و امکانات اطفای حریق، تأسیسات آبفشان و تمامی اطلاعات ضروری در خصوص عوامل مؤثر بر محاسبه حداکثر خسارت برآورد شده، محاسبه آن به شرح زیر در دسترس قرار گیرد:
الف) گزارش مشروح بازدید فنی یا بازدید شخصی کار‌شناس از عوامل مربوط.
ب) اطلاعات فنی ریسک موردبیمه (مانند طرح، نقشه، مراحل تولید).
پ) نحوه توزیع کل سرمایه بیمه‌شده بین تک‌تک ساختمان‌های مجتمع.
ت) خصوصیات و نحوه فعالیت تأسیسات اطفای حریق.
البته همه این اطلاعات اغلب هنگام محاسبه حداکثر خسارت برآورد شده در دسترس نیست. بنابراین، نه تنها به این دلیل بلکه به‌دلایل متعدد، شرکت صادرکننده بیمه‌نامه به‌جای محاسبه حداکثر خسارت برآورده شده MPL بهتر است از حداکثر خسارت ممکن استفاده کند؛ یعنی حداکثر خسارت، در صورتی که یک یا چند مورد از عوامل مؤثر، در صورت وقوع حادثه، نتوانند نقش خود را به درستی ایفا کند. برای مثال، غیبت یا واکنش اشتباهی کارکنان در لحظه وقوع آتش‌سوزی؛ عمل نکردن تأسیسات اطفای خودکار؛ تأخیر غیرقابل پیش‌بینی گارد آتش‌نشانی؛ و کمبود ذخیره آب.
کار‌شناس مسئول محاسبه حداکثر خسارت باید به عوامل مؤثر بر افزایش میزان حداکثر خسارت توجه کند. برای مثال، عملیات تروریستی و خرابکارانه، خطرهای تبعی دیگر، مدیریت و نحوه اداره ریسک از نظر خطر نیروی انسانی و تراکم ریسک.

با تشکر از آقای امین شریفات بابت ارسال این مطلب.
منابع:
۱-    کریمی، آیت، بیمه اموال و مسئولیت، نشر میزان، چاپ اول، بهار ۱۳۸۸.
۲-    کریمی، آیت، مبانی علمی و نظری بیمه‌های اموال، پژوهشکده بیمه، چاپ سوم، ۱۳۸۶.
۳-    دریابار، محمود،‌ام پی ال حداکثر خسارت محتمل، فصلنامه صنعت بیمه، شماره ۲۳، پاییز ۱۳۷۰، صص ۷-۴۲.
۴-    دریابار، محمود، عوامل مؤثر بر ارزیابی ام‌پی‌ال، فصلنامه صنعت بیمه، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۷۱، صص ۵۳-۴۵.

۵-    پژوهشکده بیمه.

Leave a Reply