جایگاه سرمایه فکری در ارزش گذاری شرکت های بیمه

امروزه شرکت های بیمه صرفا به توان مالی بسنده کرده و حتی مشاهده می شود بدون در نظر گرفتن فاکتورهای دیگر، توان مالی شرکت ها به عنوان یک مزیت رقابتی ازسوی سازمان های حاکمیتی منتشر می شود.

اما در دنیای امروز شاهد رشد اهمیت سرمایه های فکری، به عنوان یک ابزار مؤثر برای افزایش رقابت شرکت ها هستیم، در سازمان های پویا به سرمایه های فکری به عنوان اصلی ترین سرمایه سازمان نگریسته و مشاهده میشود در این گونه سازمانها سرمایه فکری مدیریت تمامی سرمایه های سازمان را عهده دار است، اما متاسفانه در صنعت بیمه درحال حاضر چنین نیست.

بر همین اساس به گزارش بیدبرگ و نقل از آیین، متن یادداشت به قلم رامین حسن پور و سید مردواویچ خلیلی دیلمی با عنوان «سرمایه فکری حلقه گم شده در مدیریت سرمایه شرکت های بیمه»، به شرح ذیل است:

 

شرکت های بیمه صرفا به توان مالی بسنده کرده و حتی مشاهده می شود بدون در نظر گرفتن فاکتورهای دیگر، توان مالی شرکت ها به عنوان یک مزیت رقابتی ازسوی سازمان های حاکمیتی منتشر می شود. چگونه می توان تنها توان مالی را مزیت برتری یک شرکت بیمه درمقابل شرکت دیگر دانست بدون اینکه به سایر سرمایه ها همچون شبکه فروش، نیروی انسانی کارآمد و سرمایه اجتماعی توجه کرد و چگونه می توان از مشتریانی که فقط توان مالی به عنوان مزیت رقابتی به آنها معرفی شده انتظارداشت به محصول بیمه به عنوان یک کاالی اقتصادی- اجتماعی نگریسته و فقط برای دریافت خسارت به شرکت های بیمه مراجعه نکند؟

در این مقاله تلاش شده تا سرمایه فکری به عنوان یکی از اصلی ترین سرمایه های شرکت های بیمه معرفی شود و همچنین روشهای اندازه گیری آن پیشنهاد گردد . قبل از اینکه بخواهیم سرمایه فکری را شناسایی، مدیریت و اندازه گیری کنیم، نیاز است که مفهوم آن را درک کنیم سرمایه فکری از نگاه مدیریتی، مجموع سرمایه انسانی و ساختاری نظیر دانش، تجربه کاربردی، فن آوری سازمانی، روابط و مهارت های تخصصی است که با خلق مزیت رقابتی، حیات سازمان در بازار را به ارمغان می آورند. سازمان ها دارای سه نوع سرمایه مالی، فیزیکی و فکری هستند. به هنگام سنجش توان رقابت پذیری سازمان ها، امروزه معیارهای غیر مالی و گونه های مختلف سرمایه نامحسوس اهمیت فراوانی یافته اند. سرمایه های مالی، خالص دارایی ها یا حقوق صاحبان سرمایه تلقی می شود. از سویی، سرمایه فیزیکی به معنای ظرفیت دارایی ها یا ارائه خدمات سازمان است و اما سرمایه فکری، زاده عرصه علم و دانش است و جزء مهمترین دارایی های سازمانی محسوب می شوند زیرا موفقیت (Falmholtz, 1985) و تحقق مزیت رقابتی پایدار در سازمان ها ,Huang) (Luther, Tayles,2007 , P386 عمدتا ریشه در قابلیت های فکری آنها دارد. سرمایه فکری تفاوت بین ارزش بازاری یک شرکت و هزینه جایگزینی کلیه دارایی های آن می باشد ,seetharaman, sooria) (saravanan,2002, p128 سرمایه فکری دارای سه بعد اصلی است که عبارتند از سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه اجتماعی که به اختصار به توضیح هریک می پردازیم:

الف) سرمایه انسانی

مجموعه ای از دانایی ضمنی و دانایی صریح کارکنان سازمان است که برای سازمان ارزش به حساب می آید. به عبارت دیگر، سرمایه انسانی بصورت ترکیبی از دانش، مهارت، ابتکار و توانایی کارکنان سازمان برای انجام وظایف تعریف می شود (بونتیس،۱۰۰۲ ) سرمایه انسانی سبب شده است که سازمان ها تاحد زیادی به دانش و مهارت کارکنانشان برای ایجاد درآمد، رشد و همچنین بهبود، کارایی و بهره وری متکی باشند.

ب)سرمایه ساختاری

سرمایه ساختاری عبارتست از دانایی ضمنی مربوط به فرآیندهای داخلی سازمان. این سرمایه شامل سخت افزار، نرم افزار، پایگاه داده، ساختار سازمانی، حقوق انحصاری، عالمت های تجاری و دیگر قابلیت های سازمانی به منظور پشتیبانی از بهروری است. سرمایه ساختاری دانش طبقه بندی شده و تجربه کدبندی شده ای است که درون سیستم ها و فرآیندهای سازمان بوده و مورد استفاده قرار می گیرد. سرمایه ساختاری به کمک سرمایه انسانی و در تعامل با یکدیگر به سازمانها کمک می کنند تا به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و به کار گیرند.

ج)سرمایه اجتماعی

این سرمایه که اصلی ترین سرمایه شرکت های بیمه می باشد دربر گیرنده تعاملات بین افراد و شبکه روابط متقابل آنهاست. سرمایه اجتماعی اهمیت اساسی شبکه های قوی، روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری را در اجتماعات آشکار می سازد. سرمایه اجتماعی را می توان به دو بخش دورن سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد. سرمایه اجتماعی درون سازمانی نتیجه روابط و شبکه هایی است که درون سازمان شکل میگیرد و سرمایه اجتماعی برون سازمانی که نتیجه ارتباط میان دو یا چند سازمان خواهد بود. در اندازه گیری سرمایه اجتماعی بایستی برابعاد ساختاری، رابطه ای و شناختی سازمان و محیط پیرامون توجه ویژه داشت و مسائلی همچون پیوند و وضعیت شبکه ها، هنجارها، هویت های فردی و اجتماعی واشتراکات را به نحو صحیح مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد.

اندازه گیری سرمایه فکری در سازمان

علاقه به مدیریت سرمایه فکری باعث گسترش روشهای مختلف ارزشیابی یابی برای آن شده است. چندین گروه اصلی از رو شهای ارزش یابی سرمایه فکری وجود دارند که می توانند به منظور تعیین ارزش این دارایی ها به کار گرفته شوند. بعضی از این روشها، روش هایی هستند که صرفاً برای استفاده در خود شرکت ها طراحی شده اند و یک روش جهانی و کلی نیستند، اما با این حال هنوز وجود دارند و مبنایی برای ایجاد روش های جدید هستند برخی از نظرات در ذیل عنوان شده اند:

روش های مستقیم سرمایه فکری

DIC= Direct Intellectual Capital Methods
عبارتند از برآورد ارزش پولی دارایی های نامشهود یا سرمایه فکری، به وسیله شناسایی عناصر مختلف تشکیل دهنده آنها. طبق این روش ها یک بار ارزش عناصر به صورت تک تک محاسبه می شود و سپس، مجموع ارزش طبقات مختلف آنها بیانگر ارزش دارایی است.

روش های بازار سرمایه گذاری( روش های تشکیل بازار سرمایه)

MCM= Market Capitalization methods
محاسبه کردن اختلاف بین ارزش بازار شرکت (بر مبنای قیمت بازار سهام) و حقوق صاحبان سهام تعدیل شده درنتیجه تورم یا بهای جایگزینی، به عنوان ارزش سرمایه فکری یا دارایی های نامشهود درنظر گرفته می شود.

روشهای کارتهای امتیازی

این روشها بر مبنای شناسایی عناصر مختلف دارایهای نامشهود یا سرمایه فکری و شاخص ها و مقیا س های به دست آمده بر اساس کارت امتیازی و گزارش آنها به صورت گراف، استوارند. این روشها شبیه روش های مستقیم سرمایه فکری هستند؛ تنها تفاوت آنها در این است که در روشهای کارت های امتیازی، برآوردی از ارزش پولی دارایی های نامشهود یا سرمایه فکری صورت نمی گیرد.

روش های اندازه گیری سرمایه فکری کیوی توبین

روش کیوی توبین، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. این نسبت ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت و هزینه جایگزینی دارایی های آن شرکت را اندازه گیری می کند. به صورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می کند، اما شواهد تجربی نشان می دهد که در همین زمان این نسبت می تواند به طور معناداری با عدد یک متفاوت باشد.

منبع: http://aiin.ir/index.php/yaddasht1/8577-2015-06-13-05-47-10

دیدگاه خود را ثبت کنید: