معضل صنعت بیمه انتحار در حق بیمه و اختصار در پرداخت خسارت

بهروز اسد نژاد عضو انجمن حرفه ای صنعت بیمه با بیان اینکه انحصار معضل صنعت بیمه نیست، گفت: بیش از آنکه انحصار معضل باشد، دو معضل اساسی در صنعت بیمه وجود دارد؛ یکی انتحار در حق بیمه به علت عدم وجود قیمت تمام شده و در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت و دوم اختصار در پرداخت خسارت. به عبارت دیگر انتحار و اختصار باعث از بین رفتن وفاداری مشتریان می شود

.
به گزارش بیدبرگ و نقل از آیین،در سیاست های کلی برنامه ششم توسعه کشور نکاتی درباره صنعت بیمه به روشنی بیان شده است؛ در بند ۷ آن «ارتقاء کیفی و کمّی نظام جامع صنعت بیمه و ابزارهای آن (بازارهای رقابتی، بیمه‌‌ی اتکایی و…) با مشارکت اشخاص حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی به‌منظور توسعه‌ی سرمایه‌گذاری و ثبات و پایداری و کاهش خطرپذیری فعالیت‌های تجاری و اقتصادی کشور» به عنوان یک تکلیف بیان شده است. باتوجه به ابلاغ این سیاست از سوی مقام معظم رهبری و لزوم تشریح ابعاد مختلف آن از سوی کارشناسان صنعت بیمه، سایت تحلیلی-خبری آیین گفتگویی را با بهروز اسد نژاد عضوانجمن حرفه ای صنعت بیمه در این خصوص انجام داده که در ادامه قابل مشاهده است:

در برنامه های قبلی به این صراحت مطلبی در مورد بیمه نبود، علت بیان صریح نقش صنعت بیمه در سیاست های برنامه ششم چیست؟

متاسفانه بیمه در کشور به عنوان یک امر ثانویه شناخته می شده است. در طول سالیان گذشته این امر رایجی در کلیه سطوح بوده است و اتفاقا هم قبلا به بیمه مرکزی پیشنهاد شد که از یک طرف باید ضریب نفوذ بیمه را افزایش یابد و از طرفی هم باید ضریب نفوذ تصمیم سازی بیمه ای را در ارکان تصمیم گیری کشور بالا برود. خوشبختانه با ابلاغیه مقام معظم رهبری، نشانه هایی از اینکه بیمه به عنوان یک رکنی که در تمام جوامع اقتصادی بعنوان یکی از ارکان ۵ گانه در کنار گمرک، مالیات و بازارهای سرمایه و پول نقش بازی می کند، شناخته شد. تصریحی که شده نشان از اهمیتی که این حوزه برای ایجاد ثبات در بازارهای مالی و به طور کلی اقتصاد دارد و وظیفه ماست که آن را عملیاتی کنیم و ان شا ا.. بیمه به عنوان یک رکن رکین در حوزه اقتصاد که بسترهای مناسبی را برای سرمایه گذاری و پس انداز و کاهش خسارت و انتقال ریسک ایجاد کند، فراهم شود.

 

در بند ۷ تاکید شده بر ارتقا کمی و کیفی صنعت بیمه، اولویت ها ارتقا کمی و کیفی در صنعت بیمه کدام است؟

به نظر می رسد که از بعد کمی فقط اشاره به تعداد و افزایش تعداد صرفا نیست. بلکه باید شرکت های بیمه را به سمت تخصصی شدن پیش ببریم و اینکه بیمه ها باید در ابعاد مختلف به ویژه در بیمه های زندگی رشد کنند. ارتقا کمی با توجه به اینکه ضریب نفوذ بیمه در این حوزه کم است با تخصصی کردن فعالیت های بیمه ای با تاکید بر بیمه های زندگی از بعد کمی، تقویت کلوپ های پی اند آی و بیمه انرژی ایجاد می شود.

 

بیمه های کسب وکار و خانوار شکل بگیرد
بازارها و رشته های بیمه در کشور ما تقسیم بندی مناسبی ندارد. الان فضای بیمه در دنیا این گونه نیست که فقط بیمه های آتش سوزی، اموال و مهندسی و نظایر آنها باشد. آنجا تقسیم بندی به سمت بیمه های کسب و کار، بیمه های منازل مسکونی و بیمه های خانوار و تخصصی شدن بعضی از پوشش ها سوق پیدا کرده است. لذا از بعد کمی اعتقاد من بر تخصصی شدن شرکت های بیمه با تاکید بر بیمه های زندگی و تقسیم بندی و نظم نوینی از بازارهای بیمه ای مثل بیمه های کسب و کار و خانواراست. به عنوان مصداق اشاره کنم به این که معنی ندارد بیمه های ثالث و بدنه ما جدا باشد، برای اینکه هر دوی آنها مربوط به اتومبیل است. الان در اغلب نقاط دنیا، یک بیمه جامع اتومبیل داریم که در آن هم ثالث و هم بدنه پوشش داده می شود.

 

رضایت مشتری محور کیفیت
از بعد کیفیت، طبیعتا محور کیفیت در صنعت بیمه به عنوان یک خدمت، باید رضایت مشتری باشد. اگر رضایت مشتری مدنظر باشد؛ قیمت سازی و قیمت گذاری اصلاح می شود. اگر قیمت گذاری را بخواهیم اصلاح کنیم، موضوع قیمت تمام شده در صنعت بیمه بسیار امر حیاتی است.

 

حلقه مفقوده صنعت بیمه، نبود قیمت تمام شده
متاسفانه حلقه مفقوده در صنعت بیمه، نبود قیمت تمام شده است. یعنی اگر به قیمت تمام شده در تمامی رشته های بیمه ای دست پیدا کنیم، دست به عملیات انتحاری نخواهیم زد و قیمت شکنی نخواهم کرد و به توانگری مالی که از ابعاد کیفی شدن صنعت بیمه است، توجه می شود. وقتی به قیمت تمام شده توجه شود، به ارتقا بهره وری در صنعت بیمه توجه می شود.
باید محاسبه شود که چه میزان نیروی انسانی و عوامل برای بدست آمدن یک محصول نیاز است و آنها را به صورت بهره ورانه و اثربخش استفاده کنیم.

 

تسهیل تجارت بیمه با مقررات زدایی از فضای کسب وکار بیمه
یکی از مصادیق در بحث کیفی سازی، تسهیل تجارت بیمه و مقررات زدایی از فضای کسب وکار است. کیفی شدن صنعت بیمه بدون اینکه قید و بندها از پای صنعت بیمه بازکنیم، امکان پذیر نیست. البته با قید این تذکر که طبیعتا باتوجه به این که بخش خصوصی صنعت به عنوان یکی از فاکتورهای مهم در کیفی کردن فضای کسب وکار دوران نوجوانی خود را سپری می کند، بی محابا هم نمی شود مقررات زدایی کرد.

 

آیا مصداق و یا آیین نامه خاصی را در جهت مقررات زدایی مد نظر دارید؟
من نمی توانم مصادقا اشاره کنم. ولی اخیرا مشاهده می شود برای هر موردی می رویم شورای عالی بیمه و مصوبه می آوریم. قصد تضعیف ندارم.

نباید برای هرموردی از شورای عالی بیمه مصوبه بگیریم
یعنی نباید برای هر موردی به شورای عالی بیمه برویم و مصوبه بگیریم؟
بله، اخیرا دیده می شود که بیمه مرکزی با نیت خیرخواهانه و با توجه به اتفاقات رخ داد در صنعت بیمه و اینکه شرکت هایی در آزمون بیمه گری موفق نبوده اند و اعتماد مردم به صنعت بیمه را زیر سوال بردند و برخی ضرورت ها، مقررات وضع می کند. بنده اعتقادم بر این نیست. باید فضای کسب وکار را آزاد کرد و باید به عقل معاش صنعت بیمه باور داشت. اگر بخواهیم برای هر امری از شورای عالی بیمه مصوبه بگیریم، برای انتصاب مدیران مصوبه بیاوریم و برای مدیریت ریسک مصوبه بیاوریم و …، خدای ناکرده این را به ذهن متبادر می کند که ما داریم بر می گردیم به ۳۰، ۴۰ سال گذشته که صنعت بیمه، مدیریت ریسک را برون سپاری کرده بود به یک حلقه کوچک در بیمه مرکزی، که نتیجه آن شده بود تعرفه. و این تعرفه یک توهین بود به بخش بیمه. یعنی با توجه به یک کتابچه، باید یک ریسک را بیمه کنیم. در حالیکه به تعداد ریسک ها، می توانست نرخ وجود داشته باشد و بر این اساس صنعت بیمه در حوزه ریسک ضعیف بار آمده است. چرا؟ چون ۳۰ سال صنعت بیمه با تعرفه بار آمده است. به اعتقاد من اینها در بسیاری مواقع غیرضروری هستند.
اعتقاد من این است برای کیفی کردن خدمات و فعالیت ها و تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری، حتما باید حوزه تجارت بیمه را تسهیل کنیم و یکی از ابعاد آن مقررات زدایی است. نمی شود دست و بال صنعت بیمه رابست؛ ضمن اینکه باید توجه داشته باشیم که در ادامه همان بند گفته شده است که با حضور شرکت های بیمه خارجی و داخلی. طبیعتا شرکت های خارجی اگر بخواهند بیایند در این فضای کسب وکار، خیلی رغبت و تمایل نخواهند داشت. باید به آنها گفته شود که در یک بستر آزاد که حق انتخاب به مشتری داده می شود، می توانید فعالیت کنید و با مقررات حداقلی که شرکت های داخلی هم بتوانند با شرکت خارجی رقابت کنند و شرکت های خارجی هم تمایل و رغبت به سرمایه گذاری داشته باشند.

 

عدم انحصار در بازار بیمه
در این بند بر بازار رقابتی اشاره شده است. یک بازار رقابتی مناسب در صنعت بیمه چه الزاماتی دارد؟
برای بازارهای رقابتی معمولا یک سری ویژگی هایی را بیان می کنند مثل اینکه بازار رقابتی کالاهای مشابه و همگن دارد، تعداد زیادی از فروشندگان و تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و خریداران فعالیت می کنند. از طرفی دیگر قیمت تعیین شده برای فروش آن کالا را هم یک شرکت تعیین نمی کند. چند شرکت هستند که می توانند در قیمت گذاری کالا، نقش بازی کنند. یا اینکه فقط یک واحد تولیدی و خدماتی نیست که تعیین کند چه مواد اولیه ای در کجا و به چه کسی برسد و همچنین شرکتی ارتقا تکنولوزی را به انحصار خود در نمی آورد. به عبارت دیگر یک بازار رقابتی باید مواجه باشد با تولید کنندگان و مصرف کنندگانی که به یک منبع وابسته نیستند در هیچ بعدی و انحصاری وجود نداشته باشد.
اخیرا صحبت هایی شده که انحصاری در بازار بیمه وجود دارد. من به این باور ندارم.

 

اگر انحصار وجود ندارد و یا رقابت کامل وجود داشته، پس چرا در سیاست های کلی برنامه بر رقابتی شدن بازار تاکید شده است؟
بله رقابت کامل وجود نداشته است. ما یک شرایطی در کشور داریم که از یک طرف با یک شرکت بیمه دولتی ۸۰ ساله مواجه هستیم که برندش در معرض دید بسیاری از مردم بوده و البته در مقاطعی بشدت توسط قانون هم حمایت می شده است و اتفاقا یکی از ویژگی های بازار انحصاری این است که قانون و دولت از شرکت حمایت کند و این قابل انکار نیست.
فلسفه وجودی بیمه ایران رویکرد ضد استعماری بود. چون در اوایل بازار بیمه، پرتفوی کامل در اختیار شرکت های خارجی بود که در یک زمان ضرورت به وجود آمدن یک شرکت ملی احساس شد و در قوانین تصریح شد که باید بسیاری از کارهای دولت باید نزد بیمه ایران بیاید و متاسفانه دچار جابجایی هدف شدیم و این به فراموشی سپرده شد تا اینکه در یک مقطعی این قانون و بند برداشته شد. یعنی الان قانون به هیچ عنوان از اینکه انحصار در صنعت رخ بدهد، حمایت نمی کند.

 

بیمه ایران مانند بانک ملی در نزد مردم اعتبار دارد
توجه به یک نکته ضروری است که آیا قانون و مقررات از یک شرکت حمایت می کند؟ ویا اینکه برند شرکت در سهم بازار آن موثر است؟ نمی توان گفت یک شرکت بیمه ای که ۳ یا ۴ سال از قدمت آن می گذرد، از انحصار در صنعت بیمه بگوید. بیمه ایران یک سابقه ۸۰ ساله و یک اعتبار نزد مردم دارد؛ همانگونه که بانک ملی نزد مردم اعتبار دارد و حالا در حوزه خدمات اطمینان بخشی را از طریق قیمت مناسب و پرداخت خسارت های درست و به موقع ایجاد کرده است.
به طور قطع و به هیچ عنوان نباید یک شرکت بیمه انحصار ایجاد کند، الان انحصار در قوانین و مقررات نداریم و تاکید روسای بیمه مرکزی در سه دوره گذشته و وزرای اقتصاد دائما بر این بوده است که نباید انحصار ایجاد شود.
بیمه ایران در بازار فعال است و اتفاقا بزرگترین شبکه خصوصی فروش را هم دراد ولی اینکه گفته شد الان یک جاهایی در کشور انحصار ایجاد شده و باید کارها باید به بیمه ایران برده شود، این به هیچ عنوان وجود ندارد و نکته دیگر اینکه اگر فرضا بیمه ایران، فروش بیمه درمان و ثالث را متوقف کند، کدام شرکت بیمه می تواند پاسخگوی پرتفوی بنیاد شهید و … شود. بنده به عنوان عضو انجمن حرفه ای صنعت بیمه و البته کارمند بیمه ایران عرض می کنم، بیمه ایران به شدت از رقبای قدرتمند استقبال می کند.

 

پرداخت به موقع و درست خسارت منبع بازاریابی است
باید به این نکته توجه داشته باشیم که این مشتری است که انتخاب می کند، مشتری است که می پرسد که شرکت بیمه چند شعبه خسارت دارد؟ برخی دفاتر مرکزی شرکت های بیمه در جایی قرار دارد که اصلا جای پارک خودرو ندارد، به این شکل نمی شود مشتری مداری کرد. کیفیت یعنی رضایت مشتری. باید شعبه خسارتی وجود داشته باشد که مشتری بدون دغدغه برود و از خدمات آن استفاده کند و خسارت مناسب و به موقعی دریافت کند. الان اگر آماری گرفته شود تعداد شعب خسارتی ۲۸ شرکت خصوصی چندتاست و بیمه ایران چند شعبه تخصصی خسارت دارد؟! اگر بر این باور هستیم که پرداخت درست و به موقع خسارت می تواند یک منبع بازاریابی برای محصولات شرکت باشد، بیمه ایران دارد این کار را انجام می دهد.
اگر به آمارها توجه شود سهم خسارت بیمه ایران در صنعت بیمه از سهم حق بیمه آن بیشتر است؛ یعنی ۴۶ درصد در برابر ۴۱ درصد. به عبارت دیگر ۴۶ درصد خسارت صنعت را بیمه ایران می دهد. اگر همان ۴۶ درصد ایجاد رضایتمندی کند، طبیعتا مشتریان بالقوه و بالفعل شرکت بیمه ایران خواهند بود. ولی اگر شرکتی خسارت درستی پرداخت نکند، نباید انتظار داشته باشد سال بعد هم همان مشتری با آن شرکت تمدید کند.
من فکر می کنم بیش از آنکه انحصار معضل باشد، دو معضل اساسی در صنعت بیمه وجود دارد؛ یکی انتحار در حق بیمه به علت عدم وجود قیمت تمام شده و در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت و دوم اختصار در پرداخت خسارت. به عبارت دیگر انتحار و اختصار باعث از بین رفتن وفاداری مشتریان می شود.

http://aiin.ir/index.php/goftego1/8959-2015-07-20-04-49-58

دیدگاه خود را ثبت کنید: