اعتماد به صنعت بیمه

صنعت بیمه ایران دست کم در شرایط حاضر با چالش های زیادی مواجه است و بیم آن می رود تا در نتیجه شیوع ۲ پدیده نرخ شکنی شرکت های بیمه ای از یک سو و سوءاستفاده های سازمان یافته برخی برای دریافت خسارت های بیمه ای، اعتماد مردم به عنوان سرمایه واقعی این صنعت مخدوش شود.

 

واقعیت تلخ این است که ضریب نفوذ بیمه در کشور به نسبت تولید ناخالص داخلی پایین است و از سوی دیگر به دلیل بالا بودن ضریب آسیب پذیری کشور از بلایای طبیعی و به لحاظ شکننده بودن ساختارهای اقتصادی این امکان دور از ذهن نیست که صنعت بیمه به عنوان پشتیبان و اهرم اطمینان فعالیت های اقتصادی و تضمین کننده سرمایه های انسانی نتواند بر چالش های آینده فائق آید.گسترش چتر بیمه بر جامعه مستلزم یافتن رازها و راه هاست و این مهم تنها از عهده تصدی گری دولتی بر نمی آید و ضرورت دارد تا دولت و مجلس برای ارتقای فرهنگ بیمه و افزایش ضریب نفوذ بیمه در کشور نگاهی فرابیمه ای را مد نظر قرار دهند. چه این که ارتباط صنعت بیمه با ریسک یک رابطه مستقیم است اما واقع این است که هنوز بسیاری از فعالان اقتصادی و به ویژه صاحبان بنگاه های کوچک و متوسط پرداخت هزینه های بیمه ای را دور ریختن سرمایه خود و نه احیا کننده آن در مواقع خطر قلمداد می کنند. به نظر این ذهنیت بیشتر برخاسته از عملکرد سازمان های بیمه اجتماعی از یک سو و ناکارایی بیمههای تجاری در پرداخت خسارت های احتمالی به بیمه شدگان زیان دیده است. چه این که تامل در عملکرد بیمه های خدمات درمانی به عنوان پایه و حلقه اتصال اعتماد مردم به نظام حمایتی نشان می دهد که غالب مردم رضایت نسبی از فعالیت سازمان های بیمهگر نظیر سازمان تامین اجتماعی و نظایر آن ندارند و هشدار جدی تر این که خدمات بیمه های مکمل درمانی نیز به دلیل فراگیر نبودن جغرافیای تحت پوشش در سطح مراکز درمانی و بیمارستان ها و نیز پایین بودن ضریب پرداخت خسارت باعث شده است تا شهروندان با تردید نسبت به تبلیغات شرکت ها و سازمان های بیمه ای بنگرند.اما چالش بنیادین صنعت بیمه را باید در درون صنعت بیمه جستجو کرد و اگر سطح اعتماد مردم نسبت به خدمات گوناگون شرکت های بیمه ای پایین است، آنان باید انگشت تقصیر را به طرف خود برگردانند. اگرچه باور داریم رسیدن به رشد اقتصادی بالا و ارتقای ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصادی نیازمند حمایت های شرکت های بیمه ای از فعالیت های اقتصادی است و این مهم با صرف تبلیغات رنگارنگ و فاقد ضمانت اجرا میسر نمی شود چه این که صنعتبیمه در جهان امروز یک صنعت تخصصی و بهره مند از نیروهای متخصص و دارای بینش کلان است. اما باید قبول کرد که صنعت بیمهایران از این معضل رنج می برد و طبیعی است که در ارزیابی ریسک های احتمالی در فعالیت های اقتصادی، ضریب خطای برآورد بالاست. آیا تاکنون اندیشیده ایم که برای رسیدن به اهداف کمی برنامه پنجم توسعه و ارتقای جایگاه صنعت بیمه به رتبه نخست در منطقه در افق سند چشم انداز ۲۰ ساله چه راه های دشواری را باید پیمود؟

راز و راه ارتقای صنعت بیمه در پاسخ صحیح به اعتماد شکننده مردم است و به همین دلیل ضرورت دارد دست کم در ۲ سطح اقتصاد کلان و اقتصاد صنعت بیمه نگاه ها به آینده تغییر کند؛ نخست این که دولت و مجلس ارتقای ضریب نفوذ بیمه را تنها در صدور قوانین و مقررات خلاصه نکنند بلکه سیاست های بیمه ای در ایران با توجه به چالش های داخلی و تهدیدهای بیرونی نیازمند خانه تکانی جدی مبتنی بر مخاطرات آینده است به گونه ای که استحکام بین صنعت بیمه با دیگر بخش های اقتصادی به طور واقعی تقویت شود و دوم این که شرکت های بیمه ای و در راس آن تصمیم سازان و کارشناسان صنعت بیمه شایسته است به جای افتادن در وادی نگرش ها و نگرانی های روزمره و چالش ها و کاستی های خرد، به بازسازی سیاست ها و ماموریت های تازه برای تقویت اعتماد بیمه شوندگان بالقوه و بالفعل همت گمارند و سودخویش را در احیای اعتماد همگانی، هم افزایی توان کارشناسی خود، تنوع بخشی به خدمات بیمهای و تلاش در جهت نهادینه شدن صنعت بیمه جست وجو کنند چه این که صنعت بیمه به اعتماد مردم زنده است ونه پدیده ای دیگر.

منبع: www.iraninsurance.ir

دیدگاه خود را ثبت کنید: